![]() |
![]() |
|
|
هنوز نمي دانم ...!!!
هنوز نمي دانم
هر سال که مي گذرد يک سال به عمرم اضافه مي شود يا يك سال از عمرم كم ميشود.
'' گاندي " |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 13:32 توسط آذر حکمت نیا |
|
|
This is a poem
این شعر توسط یک نوجوان متبلا به سرطان نوشته شده است..
written by a teenager with cancer. She wants to see how many people get her poem.. او مایل است بداند چند نفرشعر او را می خوانند..
It is quite the poem. Please pass it on. این کل شعر اوست. لطفا آنرا برای دیگران هم ارسال کنید. This poem was written by a terminally ill young girl in a New York Hospital این شعر را این دختربسیار جوان در حالی که آخرین روزهای زندگی اش را سپری می کند در
بیمارستان نیویورک نگاشته است
It was sent by و آنرا یکی از پزشکان بیمارستان فرستاده است. a medical doctor - Make sure to read what is in the closing statement AFTER THE POEM. SLOW DANCE
رقص آرام
Have you ever watched kids
آیا تا به حال به کودکان نگریسته اید On a merry-go-round ?
در حالیکه به بازی "چرخ چرخ" مشغولند؟
Or listened to the rain و یا به صدای باران گوش فرا داده اید، Slapping on the ground? آن زمان که قطراتش به زمین برخورد می کند؟ Ever followed a butterfly's erratic flight? تا بحال بدنبال پروانه ای دویده اید، آن زمان که نامنظم و بی هدف به چپ و راست پرواز می کند؟ Or gazed at the sun into the fading
night? یا به خورشید رنگ پریده خیره گشته اید، آن زمان که در مغرب فرو می رود؟ You better slow down. کمی آرام تر حرکت کنید Don't dance so
fast. اینقدر تند و سریع به رقص درنیایید Time is short. زمان کوتاه است The music won't
last موسیقی بزودی پایان خواهد یافت Do you run through each day On the fly? آیا روزها را شتابان پشت سر می گذارید؟ When you ask How are you ?
آنگاه که از کسی می پرسید حالت چطور است، Do you hear the reply? آیا پاسخ سوال خود را می شنوید؟ When the day is done هنگامی که روز به پایان می رسد Do you lie in your bed آیا در رختخواب خود دراز می کشید With the next hundred chores و اجازه می دهید که صدها کار ناتمام بیهوده و روزمره Running through your head? در کله شما رژه روند؟ You'd better slow down سرعت خود را کم کنید. کم تر شتاب کنید.. Don't dance so fast. اینقدر تند و سریع به رقص در نیایید. Time is short .
زمان کوتاه است. The music won't last. موسیقی دیری نخواهد پائید Ever told your child, آیا تا بحال به کودک خود گفته اید، We'll do it tomorrow? "فردا این کار را خواهیم کرد" And in your haste, و آنچنان شتابان بوده اید Not see his که نتوانید غم او را در چشمانش ببینید؟ sorrow? Ever lost touch, تا بحال آیا بدون تاثری Let a good friendship die اجازه داده اید دوستی ای به پایان رسد، Cause you never had time فقط بدان سبب که هرگز وقت کافی ندارید؟ or call
and say,'Hi' آیا هرگز به کسی تلفن زده اید فقط به این خاطر که به او بگویید: دوست من، سلام؟
You'd better slow down. حال کمی سرعت خود را کم کنید. کمتر شتاب کنید. Don't dance so fast. اینقدر تند وسریع به رقص درنیایید. Time is short. زمان کوتاه است. The music won't last.موسیقی دیری نخواهد پایید. When you run so fast to get somewhere آن زمان که برای رسیدن به مکانی چنان شتابان می دوید، You miss half the fun of getting there. نیمی از لذت راه را بر خود حرام می کنید. When you worry and hurry through your day, آنگاه که روز خود را با نگرانی و عجله بسر می رسانید، It is like an unopened
gift.... گویی هدیه ای را ناگشوده به کناری می نهید.. Thrown away. Life is not a race. زندگی که یک مسابقه دو نیست! Do take it slower کمی آرام گیرید Hear the music به موسیقی گوش بسپارید، Before the song is over. پیش از آنکه آوای آن به پایان رسد.
This young girl has 6 months left
to live, and as her dying wish, she wanted to send a letter telling
everyone to
live their life to the fullest, since she never will.
تنها 6 ماه دیگر از زندگی این دختر باقی مانده است و آخرین آرزوی او این است که میخواهد به همه بگوید زندگی را تمام و کمال زندگی کنند، کاری که او نمی تواند بکند..
She'll never make it to prom, graduate from high school, or get married and have a family of her own. او هرگز نخواهد توانست در میهمانی پایان دبیرستان با دیگر دوستانش به رقص و پایکوبی بپردازد و یا ازدواج کند و خانواده ای تشکیل دهد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 10:29 توسط آذر حکمت نیا |
|
|
تحلیل بردن ارزش شخصی یک زوج:
شواهد از تحقیقات انجام شده نشان می دهد انواع مختلفی از رفتارهای منفی وجود دارد که هم به طرف مقابل و هم به رابطه آسیب رسان می رسانند. شخصی به نام (گاتمن) به این نتیجه رسیده است که تحقیر و انتقاد شریک زندگی عواقب منفی دراز مدتی برروی رابطه دارد. تحقیر شامل یک حس قوی بیزاری، عدم رضایت و شاید میل به آزار دادن افراد دیگر باشد. انتقاد شامل یک پاسخ منفی به رفتارهای خاص یا ویژگی های خاص فردی است. به طور مشابه ادبیات بیان احساسات نشان می دهد افرادی که دارای انواع بیماریهای روانی هستند اگر در خانواده ای با جوی که دارای خصومت بالا، مشابه تحقیر و انتقاد باشند بیماری آنها عود میکند.
چرا انواع این ارتباطات و رفتارهای خاص برای رابطه مخرب است؟ تحقیر و انتقاد می تواند به هویت و ارزش شخصی یک شخص ضربه مهلکی وارد کند. اکثر مردم به ارتباطات
در مجموع اصلاحات ما، تحقیر و انتقاد، کیفیت پرمعنی و احساسی ارتباط را نابود میکند.
بحث اخیر نشان می دهد که رفتارهای ارتباطی منفی بسیار مخرب هستند بدین دلیل که عزت نفس و ارزش شخصی شریک زندگی را تحلیل می برند. این الگوی کاستن ارزش اشخاص محدود به ارتباطات زناشویی نیست. همچنین یک شخص می تواند بصورت عمدی یا غیر عمدی طوری رفتار کند که شخص دیگر، احساس بی ارزشی، بی اهمیتی
تحلیل بردن فرض های مهم ارتباطی: رفتاری که در بالا شرح داده شد اغلب تاثیر منفی بر روی شریک یا دوست دارد بدین دلیل که بر پایه تکرار صورت
در پایان زنجیره رفتارهای آسیب رسان آزار دادن یا رفتارهای مشکل ساز که مرتبط بویژگی های فردی هر انسان
پاسخ به رفتارهای منفی نسبت به همسر: وقتی یک نفر منفی رفتار می کند یعنی همسرش راه های زیادی برای پاسخ دادن دارد. دو مورد از این اختیارات در انواع بسیاری از ارگانیزم ها دیده می شند بر اساس پاسخ فایت فلایت (fight or flight) اولین پاسخ این است که همسر ممکن است جنگ کند یا ممکن است با یک عمل منفی مقابل به مثل کند. چنین مواردی پاسخ های طبیعی همسران مضطرب را شامل می شود. زوج این مقابل به مثل فزاینده را به عنوان جر و بحث یا دعوا تجربه می کند. اگر چه جر و بحث ها نا خوشایند به نظر می رسد اما این بدان معنی نیست که باید همیشه از انها دوری کرد. در مطالعات اخیر ازدواج های سالم و طولانی مدت، پالرو باکوم تنوع زیادی در روش هایی که زوج های شاد در هنگام عدم توافق انجام می دهند یافتند. زوج های بسیاری جر و بحث های ناخوشایندی را گزارش دادند اما به نظر می رسد دو عامل، تسکین دهنده، تاثیر منفی طولانی مدت بودند.1- اگرچه همسران بعضی اوقات با هم مخالف بودند و دعوا می کردند اما این حس ناخوشایند آنها شامل تحقیر شریک نبود.2- زوج ها روش هایی برای تسکین دادن یا برگرداندن رابطه به روال عادیش بعد از یک ارتباط منفی ایجاد کرده بودند. در حال حاضر ما فهم ناکاملی در مورد تاثیر عدم موافقت بین زوج ها داریم اگرچه به نظر می رسد که مخالفتهایی که متداولتر هستند برای مدت طولانی تری ادامه دارند و تحقیر نمودن یکی از همسران بسیار مخرب است. در مورد دیگر شخصی در مقابل رفتار منفی ممکن است عقب نشینی کند. کریستنسن و همکارانش تحقیقات متنوعی انجام دادند که در آن تحقیقات، یک الگوی تقاضا-عقب نشینی دیده می شود که در آن یکی از طرفین سعی می کند همسرش را درگیر مسئله ای کند و همسرش عقب نشینی می کند این مورد هم در زوج های مضطرب دیده می شود به طور مشابه گاتمن در سال 1994 به این نتیجه رسید که حالت دفاعی داشتن، پیامدهای زیان آوری برای ارتباط دارد عقب نشینی ممکن است به دلایل مختلفی صورت گیرد. گاتمن و لِوِنسِن متوجه شدند که به خصوص مردها برانگیختگی فیزیولوژیکی بیشتری هنگام بحث های تعارضی با همسرانشان تجربه می کنند و بنظر می رسد به دلیل اینکه این سطح از برانگیختگی راحت نیست انها به منظور برگشتن به سطح راحت تر عقب نشینی
چرخه ارتباطی که در بالا توضیح داده شد لزوما در طول زندگی یک زوج بهمان نسبت زوج ها ممکن است روش های مختلفی برای سر و کار داشتن با ناسازگاری اختیار کنند در طول زمان اگر هیچ یک از تلاش های بالا موفق نباشند فهم این مطلب که زوج های بسیاری از صحبت کردن از جنبه های مشکل ساز به دلایل مختلفی دوری می کنند، بسیار مهم است. بعضی از زوج ها از بیان کردن موضوعات بدین دلیل که از لحاظ عاطفی درگیر نیستند، دوری می کنند آنها دیگر احساس شریک بودن در رابطه را ندارند و تصمیم گرفتند که تلاششان برای بحث کردن با همسرانشان ارزشی ندارد اگرچه زوج های دوری کننده که هنوز از لحاظ عاطفی به یکدیگر وابسته هستند یا با تعارض راحت نیستند و یا تمایل به تحمیل کردن عقیده هایشان به همسرشان را ندارند. متخصصان روانشناسی بالینی باید بین زوج های دیگر که اهمیتی برای رابطه شان قائل نیستند در مقابل انهایی که به دوری کردن از احساسات منفی حساس هستند و مایلند که همسرشان شاد باشند و رابطه به هر قیمتی مثبت شود تفاوت قائل شوند.
ترجمه : آذر حکمت نیا عنوان مقاله : Behavioral factors in relationship problems |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 9:6 توسط آذر حکمت نیا |
|
|
درود بر شما
نوروز باستانی رو به همه شادباش می گم . پیروز باشید .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 8:54 توسط آذر حکمت نیا |
|
|
وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود." اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم! چند سالي ست حوالي 26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!" اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند. سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند. ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند. "اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند! براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد. شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم. منبع zendehrood.com |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 12:30 توسط آذر حکمت نیا |
|
|
تولد و مرگ را درمانی نیست مهم این است که فاصله میان این دو را شاد زندگی کنیم ...
هستند مردمانی که خویشاوندان آنها از گرسنگی میمیرند ولی در عزایش گوسفندها سر میبرند ...
فاصله بین مشکل و حل آن یک زانو زدن است اما نه در برابر مشکل بلکه در برابر خدا
به یک جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی ...
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشتهباشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن (ژان دلابرویه) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 11:26 توسط آذر حکمت نیا |
|
مقدمهاختلال فراگیر رشد ، عبارتی است که در حال حاضر برای اشاره به مشکلات روان شناختی شدید که در طفولیت ظاهر میشود، بکار میرود. اختلالات فراگیر رشد ، در بردارنده آشفتگی شدید در رشد شناختی ، اجتماعی ، رفتاری و هیجانی کودک است که عوارض گستردهای بر روی فرایند رشد دارد. یکی از این اختلالات ، اوتیسم ، در قلمروهای پژوهشی و بالینی ، به وضوح برجسته شده است. اوتیسم ، کیفیات اصلی انسانی را متاثر میسازد، یعنی معاشرت بین فردی و رابطه پیچیده را مختل میسازد. کودکان مبتلا به اوتیسم ، تقایص شدید در روابط و تبدیل اجتماعی ، بازی بین فردی و ارتباط ظاهر میسازند.یک نمونه از اوتیسمنادیا در سن 6 سالگی یک خروس ترسیم کرد. نقاشی او پیچیده و به میزان قابل توجهی دقیق بود. نادیا دارای استعدادهای خاصی بود، اما صحبت نمیکرد. ترجیح میداد تنها باشد، در اطاقش به طرز غیر قابل انعطافی به نظم و ترتیب اشیا اهمیت میداد. و بدون پاسخگویی به دیگران ، ساعتها در اطاق مینشست.نادیا به عنوان اوتیستیک تشخیص داده شده بود. اختلال اوتیسم که یک اختلال فراگیر رشد است، عبارت است از فقدان پاسخگویی به دیگران و تاخیر شدید در رشد زبان. این مشکل قبل از 36 ماهگی شروع میشود. جالب اما تاسف برانگیز است یادآور شویم که زمانی که درمان او در زمینه ارتقا روابط با دیگران موثر واقع شد، استعدادهای هنریاش کاهش یافت. علایم اوتیسمکودکان مبتلا به اوتیسم در معاشرت بین فردی و روابط پیچیده ، نقایص شدید نشان میدهند. کانر (1943) ، اولین کسی بود که اوتیسم را توضیح داد. طبق نظر کانر ، خصوصیت برجسته و اساس اوتیسم ، عبارت است از ناتوانی فرو در برقراری ارتباط با دیگران و موقعیتها که از اوائل زندگی شروع میشود. برخی علائم اولیه اختلال اوتیستیک ، توسط بوردن و الن دایک (1992) شرح داده شده است. در نوزادان به نظر میرسد با نوزادان دیگر متفاوت باشند. ظاهرا نیازی به مادر نشان نمیدهند.برای او تفاوتی نمیکند که در آغوش گرفته شود یا نه ، قوام عضلانی ضعیف و سستی دارند و کم گریه میکنند، اما ممکن است شدیدا تحریک پذیر باشند. در 6 ماه اول زندگی ، نمیتوانند به مادر توجه کنند ، چیزی را طلب نمیکنند. لبخند نمیزنند یا در این رابطه تاخیر دارند. به اسباببازیها علاقه ندارند. در 6 ماه دوم ، علاقهای به بازیهای اجتماعی نشان نمیدهند. سرد و بیروح هستند، ارتباط کلامی یا غیر کلامی ظاهر نمیسازند و در مقابل تحریک ، کم فعال یا بیش فعال هستند. والدین کودکان اوتیستیک ، غالبا اولین کسانی هستند که ناپاسخگویی اجتماعی کودکانشان را متوجه میشوند. کودک اوتیستیک ، جهان را ذاتا خطرناک و مهلک تلقی میکند. همچنین این کودکان میل وسواسی به یکنواخت بودن محیط ، رفتارهای خود تحریکی نظیر تکان خوردن نوسانی ، دور خود چرخیدن و بهمزدن دستها ، رفتارهای خود ویرانگرانه نظیر کوبیدن سر به دیوار کوبیدن دست به دیوار ، و گاز گرفتن خود ، فقدان تماس چشمی و مجذوب اشیا بیجان شدن را از خود نشان میدهند. ملاکهای تشخیص اوتیسماگر کودک حداقل 6 ماده از مواد زیر را نشان دهد ، تشخیص اوتیسم را دریافت میدارد. حداقل دو تای آن از طبقه اول ، یکی از هر یک از طبقات دوم و سوم شروع باید قبل از سه سالگی باشد.طبقه اول: نقص کمی در تبادل اجتماعی
طبقه دوم: نقص کمی در برقراری ارتباط
طبقه سوم: الگوی رفتار ، علائق و فعالیتهای محدود ، تکراری و کلیشهای
چند نکته اساسی در مورد کودکان اوتیستیک
سیر بیماریگرچه بعضی از افراد مبتلا به اوتیسم بهبودی نشان میدهند، اکثریت کودکان اوتیستیک با نقایص شدید به بزرگسالی وارد میشوند و نمیتوانند کاملا از خود مراقبت کنند. در غیاب مداخله به موقع و شدید ، فقط یک تا دو درصد افراد اوتیستیک تا مرحلهای رشد میکنند که تفاوتی بین آنها و کودکانی که اوتیستیک تشخیص داده نمیشوند. وجود ندارد. حدود 10 درصد ، به کارکرد کافی در حیطههای زبان و اجتماعی دست مییابند، در حالی که 20 درصد علیرغم نقص قابل توجه ، نظیر فقر گفتار تا حدودی در مدرسه و از لحاظ اجتماعی پیشرفت میکنند. حدود 70 درصد پیشرفت محدود نشان میدهند و نقایص عمده در آنها دوام مییابد.شاخصهای بهبودی در بیماران اوتیستیکچه چیزی پیش بینی میکند که چه کسی تا حدودی بهتر میشود و چه کسی بهتر نمیشود؟ مهارتهای زبانی و نمرات ضریب هوش غالبا بهترین شاخصهای پیش آگهی به شمار میروند. توسعه به موقع زبان و نمرات ضریب هوشی خوب ، حاکی از پیش آگهی بهتر است. گفتار مفید فقط در حدود 50 درصد از اشخاص اوتیستیک توسعه مییابد. در خلال نوجوانی ، مشکلات رفتاری و هیجانی ظاهر میشوند. پرخاشگری ، رفتار مقابلهای و قشقرق ممکن است مشاهده شود و کاملا برای والدین پریشان کننده باشد. تخمینها حاکی از آن است که تقریبا 75% کودکان اوتیستیک ، در محدوده عقب ماندگی متوسط قرار میگیرند و 25% تا بزرگسالی به حملات تشنجی مبتلا میشوند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 20:50 توسط آذر حکمت نیا |
|
|
اینهائی را که دستور پختن کیک و شیرینی میدهند دیدهاید؟ شنیدهاید که میگویند آرد را کم کم اضافه کنید، بعد اگر کم بود مجددا یک مشت دیگر آرد بریزید؟ هیچوقت نشده یکیشان دربیاید و بگوید کلی آرد بریزید اگر اضافی شد، بردارید. میدانید؟ نمیشود آردِ ریخته را برداشت. با تخم مرغ و شیر و شکر و هزار کوفت دیگر قاطی میشود. نیست میشود. نابود میشود. رابطههای ما هم همین است. از کم شروعش کنید. یکباره که نزدیک آدمها بشوید، دیگر نمیشود ازشان دور شد. نه شما تاب میآورید و نه او. راه رفته را نمیشود برگشت. زود نزدیک نشوید. تمام مزه این راه به طمأنینه گامهاست… متن کاملا درستیه، اما نمیشه از کامنتی که یک نفر پای این نوشته گذاشته بود گذشت! ایشون اینطور نوشتن:
یکی دو مورد ما آرد رو اینقدر آهسته و با طمانینه اضافه کردیم که طرف پا شد رفت از بیرون کیک خرید بیخیال ما شد!!!
منبع : ای میل ناشناس |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 20:1 توسط آذر حکمت نیا |
|
|
خدمت دوست خوبمان اقا سعید شما حتما باید حضوری پیش کسی که وارد باشه در شهر خودتون جلسه مشاوره داشته باشید . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 19:53 توسط آذر حکمت نیا |
|
|
این صحنه ی خیلی ناراحت کننده اییه که خیلی از ما وقتی واسه تفریح میریم خارج شهر میبینیم . خیلی هامون بی تفاوت می گذریم و بعضی هامون هم می گیم وای چه آدم های ... که آشغای ریختن و جمع نکردن !!! واقعا چرا حیف این همه زیبایی نیست ؟ چند سال دیگه با این همه خرابکاری های ما جنگل و دریایی می مونه؟ ما خونه ی خودمون هم آشغال می ریزیم یا اگه یک مورچه کوچک توی خونمون باشه هم اونو زباله فرض می کنیم میکشیمش و میندازیمش بیرون ؟؟؟؟
حالا این همه آشغال و زباله یک طرف زدن درخت ها با تبر یک طرف دیگه !!! تفریح بچه هامون هم شده شاخه های درختها رو شکستن !!!! پدر مادر ها چطوری سکوت می کنین و به بچه ها یاد نمی دید این درخت ها ثروت هستن . خودتون تفاوت آب و هوا رو توی شهر و جنگل دیدید....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 13:55 توسط آذر حکمت نیا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آذر حکمت نیا هستم ساكن گرگان کارشناس روان شناسی عمومی و مدرس زبان انگلیسی .
در این وب لاگ سعی دارم مطالب زیبای روان شناسی.عرفانی و همچنین انسان دوستانه را جمع آوری نموده و در خدمت دوستان قرار دهم . گاهی هم ترجمه هاو نوشته های اینجانب را در این وبلاگ مشاهده می نمایید . سالم شاد و سربلند باشید! |
| آرشیو موضوعی |
|
روان شناسی برای شما علمی روان شناسی کودک افسردگی اختلال دو قطبی داستان آموزنده |
|
RSS
|